دیکشنری فارسی

fanfare

UKfænfɛər US'fæn'fɛə

معنی فارسی

اهنگ کوتاه با الات برنجي

معنی کامل و مثال‌ها

/fan´fer´/n.

● نواختن شیپورها (با صدای بلند)، فانفار

● (نمایش یا هرچیز پر زرق و برق و پرسروصدا) بیاو برو، دبدبه، کوکبه، های و هوی، کروفر، طمطراق

تعریف انگلیسی

noun
  1. a gaudy outward display
  2. (music) a short lively tune played on brass instruments “he entered to a flourish of trumpets” “her arrival was greeted with a rousing fanfare”

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Flourish of trumpets.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن