دیکشنری فارسی

fanned

USfænd

معنی فارسی

بادبزن بادزن بادافشان پره پاک کردن خنک کردن پهن شدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. especially spread in a fan shape “the peacock's fanned tail” “the spread-out cards”

واژه‌های دیگر با معنی «بادبزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن