دیکشنری فارسی

fantasy

UKfæntəsiː US'fæntəsı

معنی فارسی

قوه مخيله وهم هوس وسواس

معنی کامل و مثال‌ها

/fant´ǝ sē, -zē/n., pl.

● تخیل (به ویژه اگر عجیب و غریب و هوس بافانه باشد)، نارام پنداری، نارام پنداشت، خواب و خیال

he lives in a world of fantasy

او در دنیای خواب و خیال زندگی می‌کند.

● وهم و خیال، تصویر ذهنی عجیب و غریب، شبح

the fantasies which the girl had nurtured

وهم و خیال‌هایی که دختر در سر پرورانده بود

● هوس، خواسته‌ی عجیب و غریب و زودگذر، ویر

sexual fantasies

هوس‌های جنسی

● (ادبیات) اثری که شخصیت‌ها و وقایع آن عجیب و غریب و بسیار غیرواقعی باشد و مثلا با اژدها و غول سروکار داشته باشد

● (موسیقی) فانتزی

● (روانشناسی) خیال‌پردازی

تعریف انگلیسی

verb
  1. imagination unrestricted by reality “a schoolgirl fantasy”
  2. fiction with a large amount of imagination in it “she made a lot of money writing romantic fantasies”
  3. something many people believe that is false “they have the illusion that I am very wealthy”
  4. indulge in fantasies “he is fantasizing when he says he plans to start his own company” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Somebody ----s that CLAUSE”

مترادف‌ها

noun
See fancy.

واژه‌های دیگر با معنی «قوه مخيله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن