دیکشنری فارسی

far-out

معنی کامل و مثال‌ها

/fär´out´/adj.

● (عامیانه) تند و تیز، افراطی، (نمایش و هنر) تازه و غیرسنتی، پیشرفته، نوآورانه، پر از نوآوری، بدیع

I don't like this kind of far-out poetry

من اینگونه شعر خیلی مدرن را دوست ندارم.

they are trying to make a new, far-out kind of robot for space travel

آنان سعی می‌کنند نوعی‌آدمک تازه و پیشرفته برای مسافرت‌های فضایی بسازند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. informal terms; strikingly unconventional

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن