far-reaching
معنی فارسی
دور رس وسيع شامل (بسي چيزها)
معنی کامل و مثالها
/fär´rēch´iŋ/adj.
● فراگیر، دور رس، (در مورد اثر و نتیجه و غیره) ژرف
the revolution had far-reaching consequences
انقلاب دارای پیامدهای دور رسی بود.
the far-reaching influence of Ferdowsi on the Persian language
اثر ژرف فردوسی بر زبان پارسی