دیکشنری فارسی

faraday

US'færə'deı

معنی فارسی

فاراده .

معنی کامل و مثال‌ها

/far´ǝ dā´/n.

● (برق) فاراده

تعریف انگلیسی

noun
  1. the English physicist and chemist who discovered electromagnetic induction (1791-1867)

واژه‌های دیگر با معنی «فاراده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن