farcical
UKfɑːsikl
US'fɑ:səkəl
معنی فارسی
خنده اور مضحک مسخره گير شگفت انگيز غريب
معنی کامل و مثالها
/fär´si kǝl/adj.
● وابسته به کمدی روحوضی، شادمایشی، پر ادا و اطوار، دلقک مانند
مترادفها
noun
Droll, ludicrous, ridiculous, absurd.