دیکشنری فارسی

farcically

UKfɑːsikɑːliː

معنی فارسی

بطورمسخره اميز بطورشگفت انگيز

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a farcical manner “a farcically inept bungler” “Derived from adjective: farcical”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن