دیکشنری فارسی

farmer

UKfɑːmər US'fɑ:mə

معنی فارسی

برزگر زراعت کار رعيت اجاره دار مستاجر

معنی کامل و مثال‌ها

/fär´mǝr/n.

کشاورز، کشتگر، برزگر، زارع، فلاح، دهگان (دهقان)، کدیور

all his brothers are farmers

برادرهایش همه کشاورزند.

farmers who cultivate seeds,shall benefit by it some day

برزگران دانه که می‌پرورند / آید روزی که از آن برخورند.

مقاطعه‌کار (به ویژه کسی که جمع‌آوری مالیات محل یا درآمد کسب و یا انجام کار سودآوری را در مقابل پرداخت وجه به عهده می‌گیرد)، پیمانکار، مستاجر، امتیازدار، عامل

پرورش دهنده، پروردگر، دام پرور

تعریف انگلیسی

noun
  1. United States civil rights leader who in 1942 founded the Congress of Racial Equality (born in 1920)
  2. an expert on cooking whose cookbook has undergone many editions (1857-1915)

مترادف‌ها

noun
1. Agriculturist, husbandman, cultivator or tiller of the soil.
2. Collector, tax gatherer; lessee of taxes, customs, etc.

واژه‌های دیگر با معنی «برزگر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن