دیکشنری فارسی

farmstead

UKfɑːmsted US'fɑ:ms'ted

معنی فارسی

خانه يامتعلقات خانه رعيتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-sted´/n.

زمین و ساخت‌های مزرعه، کشتستان

تعریف انگلیسی

noun
  1. the buildings and adjacent grounds of a farm
  2. a farm together with its buildings

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن