farthing
US'fɑ:ðıŋ
معنی فارسی
يک چهارم پني برابر با نيم سنت پول امريکا ،
دينار
معنی کامل و مثالها
/fär´thiŋ/n.
● (سابقا در انگلیس) سکهای که یک چهارم ((پنی)) penny ارزش داشت
● (هرچیز بیارزش) پشیز، غاز، شاهی، پول سیاه
it is not even worth a farthing
حتی ارزش یک پول سیاه را هم ندارد.
تعریف انگلیسی
noun
- a former British bronze coin worth a quarter of a penny
مترادفها
noun
Quarter of a penny.