دیکشنری فارسی

fasces

معنی فارسی

تبري که درميان دسته چوبي بسته پيشاپيش

فرمانداران ميبردند

معنی کامل و مثال‌ها

/fas´ēz´/n.pl.

● (روم باستان) تبرزینی که دور دسته‌ی آن ترکه می‌پیچیدند و قضات آنرا به نشان قدرت با خود حمل می‌کردند، نشان جاه و جلال

● نشان حزب فاشیست ایتالیا

تعریف انگلیسی

noun
  1. bundle of rods containing an axe with the blade protruding; in ancient Rome it was a symbol of a magistrate's power; in modern Italy it is a symbol of fascism

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن