fasces
معنی فارسی
تبري که درميان دسته چوبي بسته پيشاپيش
فرمانداران ميبردند
معنی کامل و مثالها
/fas´ēz´/n.pl.
● (روم باستان) تبرزینی که دور دستهی آن ترکه میپیچیدند و قضات آنرا به نشان قدرت با خود حمل میکردند، نشان جاه و جلال
● نشان حزب فاشیست ایتالیا
تعریف انگلیسی
noun
- bundle of rods containing an axe with the blade protruding; in ancient Rome it was a symbol of a magistrate's power; in modern Italy it is a symbol of fascism