fascicular معنی فارسی دسته اي واژههای دیگر با معنی «دسته اي» factional دسته اي، حزبي، مبني بردسته بندي ياتوطئه denomination دسته اي، تيره اي، فرقه اي denominational دسته اي، تيره اي، فرقه اي fascicle دسته اي، دسته دسته batch file فايل دسته اي batch mode باب دسته اي. batch processing پردازش دسته اي batch compiler همگردان دسته اي، کامپايلر دسته اي block copolymer همبسپار دسته اي quadruplet دسته اي ازجهارچيز، هم جنس، دوچرخه چهارنفري