دیکشنری فارسی

fasciculus

معنی فارسی

کلافه ي عصبي، پيکلاف

رجوع شود به fascicle

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝ sik´yōō lǝs/n., pl.

● (کلافه‌ای از لیف‌ها و ریشه‌های عصبی) کلافه‌ی عصبی، پی‌کلاف

● رجوع شود به: fascicle

تعریف انگلیسی

noun
  1. a bundle of fibers (especially nerve fibers)

واژه‌های دیگر با معنی «کلافه ي عصبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن