دیکشنری فارسی

fascism

UKfæʃizəm US'fæ'ʃızəm

معنی فارسی

فاشيسم (اصول ضداشتراکي فاشيست هاي ايطاليا)

معنی کامل و مثال‌ها

/fash´iz´ǝm/n.

● (F بزرگ) فاشیسم، فاشیزم (اصول عقاید و روش‌های حزب فاشیست ایتالیا : Fascisti)

● (گاهی F بزرگ) حکومت دیکتاتوری توام با سرکوب مخالفان و ملت گرایی پرخاشگرانه و نژاد پرستی و ارتش گرایی

● جنبش فاشیستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a political theory advocating an authoritarian hierarchical government (as opposed to democracy or liberalism)

واژه‌های دیگر با معنی «فاشيسم (اصول ضداشتراکي فاشيست هاي ايطاليا)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن