دیکشنری فارسی

fashionably

UKfæʃənəbliː US'fæʃənəblı

معنی فارسی

بطورمتداول مطابق رسم معمول موافق سبک روز

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a fashionable manner “his voice had no trace of the drawl that you would expect to find in a fashionably dressed young man” “Derived from adjective: fashionable”

واژه‌های دیگر با معنی «بطورمتداول»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن