دیکشنری فارسی

fast track

معنی کامل و مثال‌ها

● (روش زندگی) آمیخته با تندروی و زیاده‌روی و عیاشی و مادی‌گرایی

● (شغل و کار) دارای احتمال ترقی، دارای آینده‌ی خوب

● (معماری) ساختمان با سرعت، ساخت سریع

تعریف انگلیسی

noun
  1. a rapid means of achieving a goal “they saw independence as the fast track to democracy” “he took a fast track to the top of the corporate ladder” “the company went off the fast track when the stock market dropped”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن