دیکشنری فارسی

fastigiate

معنی فارسی

راست بالارونده موازي هم

معنی کامل و مثال‌ها

/fas tij´ē it, -āt´/adj.

(نازک و نوک تیز مانند مناره‌ی کلیسا یا سرو سهی) تیز و سهی، تارک تیز، سهی، منارسان (fastigiated هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن