fastigiate
معنی فارسی
راست بالارونده موازي هم
معنی کامل و مثالها
/fas tij´ē it, -āt´/adj.
● (نازک و نوک تیز مانند منارهی کلیسا یا سرو سهی) تیز و سهی، تارک تیز، سهی، منارسان (fastigiated هم مینویسند)
تعریف انگلیسی
adjective
- having clusters of erect branches (often appearing to form a single column)