دیکشنری فارسی

fastuous

معنی فارسی

مغرور پرباد و فيس ابرتن خودنما متظاهر

معنی کامل و مثال‌ها

/fas´tyōō ǝs/adj.

مغرور، پرباد و فیس، ابرتن

خودنما، متظاهر

واژه‌های دیگر با معنی «مغرور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن