دیکشنری فارسی

fatefully

UKfeitfuliː

معنی فارسی

دستخوش تقدير مبني برقضاوقدر حتمي پربلا

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a prophetically fateful manner “the nurse whispered fatefully to call the priest” “Derived from adjective: fateful”

واژه‌های دیگر با معنی «دستخوش تقدير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن