father-in-law معنی فارسی پدر زن پدر شوهر معنی کامل و مثالها /-in lô´/n., pl.● پدرزن، پدرشوهر واژههای دیگر با معنی «پدر زن» stepdame زن پدر، زن بابا، نامادري stepmother زن پدر، زن بابا، نامادري father in law پدر شوهر، پدر زن. Antigone دختري که همراه پدر نابيناي خود به اتيکا رفت، و تا زمان مرگ پدرش اورا خدمت کرد، نونه