دیکشنری فارسی

fathomless

UKfæðəmləs

معنی فارسی

پيمايش ناپذير بي پايان غيرقابل ادراک

معنی کامل و مثال‌ها

/fath´ǝm lis/adj.

(آنقدر ژرف که اندازه گیری آن میسر نباشد) ژرف، عمیق، همایش ناپذیر، بی‌ته

فهم‌ناپذیر، درک نکردنی، سردر نیاوردنی

the fathomless secrets of the atom

اسرار غیرقابل درک اتم

مترادف‌ها

adjective
Bottomless, abysmal, profound.

واژه‌های دیگر با معنی «پيمايش ناپذير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن