دیکشنری فارسی

fatuous (fachó s)

معنی کامل و مثال‌ها

adj.

● بی‌شعور، خر، ابله، گول، نفهم

● (قدیمی) سراب مانند، گول زننده، غیرواقعی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن