دیکشنری فارسی

faultfinder

UKfɔltfaindər

معنی فارسی

منقد عيب جو خرده گير.

معنی کامل و مثال‌ها

/-fīn´dǝr/n.

● بهانه‌گیر، ایرادی، ایرادگیر، عیبجو، کاستی یاب، دیرخشنود

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who is critical of the motives of others

واژه‌های دیگر با معنی «منقد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن