دیکشنری فارسی

faultiness

UKfɔːltinəs

معنی فارسی

عيبناکي معيوبي شايستگي براي نکوهش

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being defective

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن