دیکشنری فارسی

faultlessly

UKfɔːltləsliː

معنی فارسی

ازروي بي گناهي بطوربي عيب

تعریف انگلیسی

adverb
  1. without a fault; in a faultless manner “he solved all the problems faultlessly” “Derived from adjective: faultless”

واژه‌های دیگر با معنی «ازروي بي گناهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن