دیکشنری فارسی

faun

UKfɔːn

معنی فارسی

خداي روستايي رب النوع کشتزارها

معنی کامل و مثال‌ها

/fôn/n.

● (اسطوره‌ی رومی) فان (دارگونه‌ای که بدن انسان و پاها و شاخ‌ها و گوش‌های آهو دارد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. ancient Italian deity in human shape, with horns, pointed ears and a goat's tail; equivalent to Greek satyr

مترادف‌ها

noun
Sylvan, woodland deity.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن