دیکشنری فارسی

favoritism

UKfəvɔraitizəm US'feıvərı'tızəm

معنی فارسی

طرفداري ، استثناء قائل شدن نسبت بکسي.

معنی کامل و مثال‌ها

/fā´vǝr ǝ tiz´ǝm/n.

جانبداری، استثنا قائل شدن، تبعیض گذاری، پارتی‌بازی، ناروا گزینی، به پنداری، به‌پندار گرایی، بهزان گرایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an inclination to favor some person or group
  2. unfair treatment of a person or group on the basis of prejudice

مترادف‌ها

noun
Partiality.

واژه‌های دیگر با معنی «طرفداري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن