favoritism
UKfəvɔraitizəm
US'feıvərı'tızəm
معنی فارسی
طرفداري ، استثناء قائل شدن نسبت بکسي.
معنی کامل و مثالها
/fā´vǝr ǝ tiz´ǝm/n.
● جانبداری، استثنا قائل شدن، تبعیض گذاری، پارتیبازی، ناروا گزینی، به پنداری، بهپندار گرایی، بهزان گرایی
تعریف انگلیسی
noun
- an inclination to favor some person or group
- unfair treatment of a person or group on the basis of prejudice
مترادفها
noun
Partiality.