fawn (1)
معنی کامل و مثالها
/fôn/vi.
● (در مورد سگ) دم تکان دادن و لیسیدن، (به نشانه شادی یا علاقه) دم جنباندن
● چاپلوسی کردن، بادمجان دور قاب چیدن، مداهنه کردن، تملق گفتن، پلواس کردن، دست بوسی کردن، کرسیدن
courtiers who fawned on him
درباریانی که از او چاپلوسی میکردند