feastful UKfiːstfəl معنی فارسی خوش گذران سوراميز حظ اور واژههای دیگر با معنی «خوش گذران» feaster خوش گذران، عياش، سورچران pleasure seeking خوش گذران، راخت طلب، عياش luxurious خوش گذران، عياش، با تجمل free liver خوش گذران pleasurer ادم خوش گذران، کسيکه بيشترازکاردست کشيده پي تفريح ميرود epicure ادم خوش گذران (درخوردونوش)، ابيقوري voluptuaries شهوت ران، خوش گذران، عياش voluptuary شهوت ران، خوش گذران، عياش epicurean ابيقوري، خوش گذران، ادم خوش گذران ياعياش jovial طرب انگيز، خوش گذران، عياش