دیکشنری فارسی

feat (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/fēt/n.

● (عملی که مستلزم مهارت یا دلیری یا استقامت و غیره باشد) شاهکار، ضربه شست، کارنمایان، کار بزرگ

the construction of this bridge was a feat of engineering

ساختن این پل شاهکار مهندسی بود.

Rustam and his amazing feats

رستم و کارهای شگرف او

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن