دیکشنری فارسی

featherbed

معنی فارسی

کش دادن کار، کارآفريني بازده گير کردن،

بازده گيري کردن، استخدام تحميلکردن

وابسته به بازده گيري

معنی کامل و مثال‌ها

/-bed´/adj., vi., vt.

● (اتحادیه‌های کارگری و روابط آنها با کارفرما - محدود کردن میزان تولید هر فرد یا الزام‌آور کردن استخدام کارگران اضافی به منظور افزودن برتعداد کارگران و ایجاد کار به‌طور مصنوعی) کش دادن کار، کارآفرینی بازده‌گیر کردن، بازده‌گیری کردن، استخدام تحمیل کردن

● وابسته به بازده‌گیری

تعریف انگلیسی

verb
  1. a mattress stuffed with feathers
  2. treat with excessive indulgence “grandparents often pamper the children” “Let's not mollycoddle our students!” “Somebody ----s somebody”
  3. hire more workers than are necessary “Something ----s” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن