featherbed
معنی فارسی
کش دادن کار، کارآفريني بازده گير کردن،
بازده گيري کردن، استخدام تحميلکردن
وابسته به بازده گيري
معنی کامل و مثالها
/-bed´/adj., vi., vt.
● (اتحادیههای کارگری و روابط آنها با کارفرما - محدود کردن میزان تولید هر فرد یا الزامآور کردن استخدام کارگران اضافی به منظور افزودن برتعداد کارگران و ایجاد کار بهطور مصنوعی) کش دادن کار، کارآفرینی بازدهگیر کردن، بازدهگیری کردن، استخدام تحمیل کردن
● وابسته به بازدهگیری
تعریف انگلیسی
verb
- a mattress stuffed with feathers
- treat with excessive indulgence “grandparents often pamper the children” “Let's not mollycoddle our students!” “Somebody ----s somebody”
- hire more workers than are necessary “Something ----s” “Somebody ----s”