federalism
UKfedərəlizəm
US'fedərə'lızəm
معنی فارسی
اصول تشکيل چندکشورمتحدبايک حکومت مرکزي
معنی کامل و مثالها
/fed´ǝr ǝl iz´ǝm/n.
● نظام حکومت فدرال (اصل خودمختاری ایالتها در زیر چتر یک دولت مرکزی)
● هواداری از نظام فدرال، فدرال گرایی، همبستگان گرایی
● (F بزرگ ـ امریکا) اصول حزب فدرالیست امریکا
تعریف انگلیسی
noun
- the idea of a federal organization of more or less self-governing units