federalist
UKfedərəlist
US'fedərəlıst
معنی فارسی
طرفدارتشکيل کشورهاي متحدباحکومت مرکزي (
بويژه درجنگهاي دروني)
معنی کامل و مثالها
/-ist/n., adj.
● هوادار نظام فدرال، فدرالگری
● (F بزرگ ـ امریکا) هوادار حزب فدرالیست و اصول آن (federalistic هم میگویند)
* the Federalist
تعداد 85 مقاله که طی سالهای 1787-88 توسط الکساندر هامیلتون و جیمز مدیسون و جان جی نگاشته شد
تعریف انگلیسی
noun
- a member of a former political party in the United States that favored a strong centralized federal government
noun
- an advocate of federalism