دیکشنری فارسی

feedback

UKfiːdbæk US'fi:d'bæk

معنی فارسی

بازخور بازيافت

معنی کامل و مثال‌ها

/fēd´bak´/n.

● پس‌خوراند، بازخورد

● (مجازی) بازتاب، واکنش، پس‌داد

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process in which part of the output of a system is returned to its input in order to regulate its further output
  2. response to an inquiry or experiment

واژه‌های دیگر با معنی «بازخور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن