دیکشنری فارسی

fell (4)

معنی کامل و مثال‌ها

/fel/n.

● پوست حیوان، تخته‌ی پوست

● (لایه‌ی نازکی از بافت‌های هم‌بند که زیر پوست قرار دارد) زیر لایه‌ی پوست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن