دیکشنری فارسی

fellmonger

معنی فارسی

پوست ياپوستين فروش

معنی کامل و مثال‌ها

/fel´muŋ´gǝr/n.

● (بیشتر در انگلیس) دباغ، پوست پیرا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن