fellow traveler
معنی فارسی
هم سفر،
کسي که عضو حزبي نيست ودر فعاليت هاي
ان شرکت نميکند ولي از ان جانبداري مينمايد.
معنی کامل و مثالها
● (به ویژه در مورد احزاب کمونیست ـ کسی که عضو حزب نیست ولی هواداری میکند) هوادار، سمپات، متمایل، گرایگر
تعریف انگلیسی
noun
- a communist sympathizer (but not a member of the Communist Party)
- a traveler who accompanies you