fellowman معنی فارسی همنوع. واژههای دیگر با معنی «همنوع.» conspecific همنوع، همجنس f.soldier همنوع humnanist همنوع دوست، وابسته به بشر دوستي، انسانگراي. mitwelt ارتباط با همنوع، زمانه، عصر