fellowsh معنی فارسی شرکت انبازي رفاقت معاشرت انجمن قاعده يافتن سودوزيان واژههای دیگر با معنی «شرکت» association شرکت، انجمن، معاشرت firm شرکت، سوداگرخانه، تجارتخانه consociation شرکت، انجمن، مجمع communion شرکت، انبازي، اشتراک copartnership شرکت، انبازي shipping agent شرکت حمل، موسسه حمل کالا، آژانس حمل company seal مهر شرکت electric company شرکت برق partake شرکت کردن، شريک شدن، سهم گرفتن partaken شرکت کردن، شريک شدن، سهم گرفتن