دیکشنری فارسی

felon (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/fel´ǝn/n., adj.

● (حقوق) تبهکار، مجرم، بزهکار، جانی، (کسی که مرتکب جرم عمده می‌شود) جنایتکار (criminal هم می‌گویند)

an armed robber is a felon

دزد مسلح جنایتکار محسوب می‌شود.

● (مهجور) آدم بدجنس، رذل

● (شعر قدیم) شرور، پست فطرت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن