دیکشنری فارسی

feminity

UKfeminitiː

معنی فارسی

زنانگي حالت زنانه طبقه زنان جنس زن

مترادف‌ها

noun
(also femininity)
1. Female quality, feminineness.
2. Effeminacy, effeminateness, unmanliness, want of masculine force.

واژه‌های دیگر با معنی «زنانگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن