دیکشنری فارسی

fen (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/fen/n.

● (زمین گود و مسطح و باتلاقی) لشاب‌زار، تالاب‌زار، کول‌زار، باتلاق

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن