fenestrate معنی فارسی روزنه دار سوراخ سوراخ واژههای دیگر با معنی «روزنه دار» eye hook قلاب روزنه دار، قلاب حلقه دار eyelet plier انبردست روزنه دار fenestral روزنه اي، روزنه دار، پنجره دار stomatous دهان دار، روزنه دار. louvre بادگير، گنبد روزنه دار، (براي روشنايي يادودکش) hatch دريچه، روزنه، نيمه در