دیکشنری فارسی

fenestration

UKfinistreiʃən

معنی فارسی

(ترتيب) روزنه هاي يک عمارت ،

حالت چيزي که سوراخ سوراخ است

معنی کامل و مثال‌ها

/fen´es trā´shǝn/n.

● (معماری) طرز قرارگیری در و پنجره در ساختمان، روزن‌گزینی

● (جراحی) روزنگشایی (باز کردن سوراخ به ویژه دریدن یا سوراخ کردن بخشی از گوش درونی)، سوراخ گذاری، دریچه گذاری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the arrangement of windows in a building
  2. surgical procedure that creates a new fenestra to the cochlea in order to restore hearing lost because of osteosclerosis

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن