fermentative
معنی فارسی
جوش اور تخميرکننده مخمر تخميري
معنی کامل و مثالها
/fǝr ment´ǝ tiv/adj.
● (موجب تخمیر یا ناشی از آن) تخمیری، وز آور، وزمانی
جوش اور تخميرکننده مخمر تخميري
/fǝr ment´ǝ tiv/adj.
● (موجب تخمیر یا ناشی از آن) تخمیری، وز آور، وزمانی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن