دیکشنری فارسی

fermentative

معنی فارسی

جوش اور تخميرکننده مخمر تخميري

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝr ment´ǝ tiv/adj.

(موجب تخمیر یا ناشی از آن) تخمیری، وز آور، وزمانی

واژه‌های دیگر با معنی «جوش اور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن