دیکشنری فارسی

ferriage

معنی فارسی

(حق) عبورازکرجي ياکشتي گذاره

معنی کامل و مثال‌ها

/fer´ē ij/n.

● حمل بافری (رجوع شود به: ferry)

● هزینه‌ی حمل بافری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن