دیکشنری فارسی

ferris wheel

UKferizwiːl

معنی فارسی

گردونه صندلي دار مخصوص تفريح وچرخ زدن

اطفال وغيره ، چرخ فلک.

معنی کامل و مثال‌ها

/fer´is/

(در فانفارها و پارک‌های تفریحی - چرخ بزرگی که عمود بر زمین می چرخد و مردم بر صندلی‌های آن می نشینند) گردونه، چرخ و فلک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن