دیکشنری فارسی

ferro-

معنی کامل و مثال‌ها

/fer´ō/

● پیشوند:

● آهن [ferromagnetic]

● آهن و - [ferromanganese]

● دارای آهن فروس [ferrocyanide]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن