ferrochromium
معنی فارسی
همبسته ي آهن و کروميم، فروکروميم
معنی کامل و مثالها
/-krō´mē ǝm/n.
● همبستهی (آلیاژ) آهن و کرومیم، فروکرومیم (ferrochrome هم می گویند)
همبسته ي آهن و کروميم، فروکروميم
/-krō´mē ǝm/n.
● همبستهی (آلیاژ) آهن و کرومیم، فروکرومیم (ferrochrome هم می گویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن